عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )

563

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )

قال صلّى اللَّه عليه و آله و سلم : ستة لعنتهم و لعنهم اللَّه و كلّ نبىّ مجاب : الزايد فى كتاب اللَّه ، و المكذب به قدر اللَّه ، و المتسلط بالجبروت ، يذل بذلك من اعز اللَّه ، و يعزّ به من اذل اللَّه ، و المستحلّ لحرم اللَّه و المستحل من عترتى ما حرّم اللَّه و التارك لسنتى . قوله : سَلْ بَنِي إِسْرائِيلَ كَمْ آتَيْناهُمْ مِنْ آيَةٍ بَيِّنَةٍ الآية . . . - چندان كه داديم و نموديم ايشان را ازين نشانهاى روشن ! لختى آثار رحمت ، لختى آيات و روايات قدرت ، لختى بدايع و عجائب و حكمت ، لختى دلائل و امارات نبوت ، لكن چه سود كه ديدهء ادراك ايشان در حجاب است ! و سلطان بصائر در بند ! « و ما تغنى الآيات و النذر عن قوم لا يؤمنون » و ما انتفاع اخى الدنيا بمقلته * اذا استوت عنده الانوار و الظلم اگر خواستى آن بند مذلت ازيشان برداشتى ، تا در عالم حقائق روان شدنديد لكن لم يرد اللَّه ان يطهّر قلوبهم » . آن سر اشقيا را گفتند : چه خواستى كه فرمان نه بردى ؟ و سجود نه كردى ؟ گفت : فرمان ديگرست و نهاد ديگر ، فرمان بر من بود و نهاد در من ، و من تغيير نهاد را درمانى ندانم . دانى كه سر كوى تو بد معدن من * دانى كه بنا كام بد اين رفتن من زُيِّنَ لِلَّذِينَ كَفَرُوا الْحَياةُ الدُّنْيا الآية . . . - مشتى بيگانگان ناخواستگان بى علت كه دنيا بر ايشان آراستند ، و شيطان بر ايشان گماشتند ، تا بهر ناسزاى پيوستند وز راه وفا بر گشتند ، زبان طعن بر مؤمنان دراز كردند ، هر ساعت تيز سخريت در دل و ديدهء ايشان زدند ، و ايشان خود در شهود جلال و كشف جمال حق چنان مستغرق بودند كه پرواى زخم و طعن ايشان نداشتند ، و با جواب ايشان نه پرداختند . لا جرم ربوبيت ايشان را نيابت داشت و جواب داد كه : وَ الَّذِينَ اتَّقَوْا فَوْقَهُمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ الآية . . . - اين آنست كه مصطفى صلّى اللَّه عليه و آله و سلم گفت : « من كان للَّه كان اللَّه له » آن گه خبر داد كه استقاء منهل ايشان از كدام مشرب است ؟ فقال تعالى - : وَ اللَّهُ يَرْزُقُ مَنْ يَشاءُ بِغَيْرِ حِسابٍ . . .